تاب میخورم

 

بین دیروز و فردا

 

سر میخورم

 

از خیال به خاطره

 

بالا و پایین میشوم

 

به نیروی دل و ذهن

 

و سرم چرخ میزند

 

از هجوم اینهمه سردرگمی.

 

یک تنه شهر بازی شده ام.